تبلیغات
بیـــــــدار










                    

سقوط "بهائیت" در چال هرز همجنس گرایی نویسنده : بیــدار | ساعت09:58 روز 1391/02/26              

...«بِسمِ اللَّه الرَحمنِ الرَحیم»...

http://masafportal.com/upload/item/1336974067_baha.jens.jpg
تشکیلات جهانی بهائیت در راستای جذب و گسترش نفوس بهائی و ترغیب همجنس گرایان به عضویت در فرقه ضاله بهائیت،تلاش می کند که رفتارهای همجنس گرایانه را به همجنس گرایی تعدیل دهد تا شامل داوریهای اخلاقی و مذهبی قرار نگیرد.

امروزه تشکیلات بهائیت در تلاش است که همانند همجنس گرایان، همجنسگرایی Homosexuality را از مفاسدی نظیر زنا و فحشاء و حتی لواط ( هم جنس گرائی مردان ) و مساحقه ( هم جنس بازی زنان( تفکیک کند و تعالیم بهائی را به سمت سازگاری با آنها و مطابقت با نظریات همجنس گرایی سوق دهد و این تعامل را همانند اعجاز پیامبران و انبیاء معرفی نماید!. تشکیلات جهانی بهائیت معتقد است که امروز تعالیم بهائی برخلاف ادیان آسمانی یهودیت، مسیحیت و اسلام که نگرش آنها به همجنسگرایی مبتنی بر گناه است و برای مرتکبین آنها مجازات قائل هستند همجنس گرایی را یک گناه و همجنس گرا را فاسق نمی داند و معتقد است که همجنس گرایی حاصل عشق و محبت شدید میان دو همجنس است!

علی رغم اینکه در بند 107 کتاب اقدس روابط جنسی میان افراد همجنس تحریم شد ه است ،تشکیلات بهائیت این انقلاب جنسی Sexual Revolution را می پذیرد و این ارتباط را حاصل گناه و فسق نمی داند تا آنجاکه برای تشکیلات جهانی بهائیت مسئله این است که تبلیغ نماید، فرد همجنس گرا می تواند پس از بهایی شدن بر ارتباطات جنسی خود تاکید بورزد!

بنابر این تشکیلات جهانی بهائیت در راستا جذب و گسترش نفوس بهائی تلاش می کند که رفتارهای انحرافی همجنس بازی را به همجنس خواهی تقلیل دهد تا شامل داوریهای اخلاقی و مذهبی قرار نگیرد و از آنجا که رفتار همجنس گرایانه نوعی رفتار مبتنی بر "اختیار" است بنابر این شامل داوری اخلاقی می شود و این در حالی است که همجنس خواهی که صرفاً تمایلی است که همجنس گرا به فرد همجنس دارد فاقد "اختیار" است و شامل داوری اخلاقی نمی شود. اما آنچه که اهمیت دارد آن است که ادیان آسمانی یهودیت، مسیحیت و اسلام و فیلسوفانی همچون افلاطون، توماس آکویناس و کانت از جمله فیلسوفانی هستند که قائل به تقلیل رفتارهای همجنس گرایانه به همجنس گرایی نیستند و همجنس گرایی را یک نوع رفتار می دانند تا یک تمایل درونی و بدین سان قائل به داوریهای اخلاقی در مورد همجنس گرایان هستند . .
اما از سوی دیگر اگر همجنسگرایی و رفتار همجنسگرایانه را نوعی بیماری بدانیم دیگر نمی توانیم آنها را اخلاقاً محکوم کنیم. تا قبل از سال 1974 انجمن روان پزشکان امریکا
( ApA ) همجنس گرایی را نوعی اختلال روانی می دانست. اما در سال 1974 آن انجمن رسماً اعلام کرد که در این مورد خطا کرده است. امروزه تقریباً اکثریت قریب به اتفاق متخصصین ذیربط همجنس گرایی را بیماری نمی دانند،البته در بسیاری مواقع ممکن است همجنس گرایی به خاطر فشارهای اجتماعی زیادی که بر فرد همجنس گرا وارد می شود، به انواع اختلالات روحی و رفتاری بینجامد. بنابر این اگر رفتارهای همجنس گرایانه را بیماری ندانیم حق داریم درباره حسن و قبح آنها بپرسیم و آنها را مورد داوری اخلاقی قرار دهیم.

مهمترین برهانی را که در تقبیح اخلاقی رفتارهای همجنس گرایانه اقامه شده است برهان امر غیر طبیعی است. همان طور که گفته شد افلاطون، توماس آکویناس و کانت از جمله فیلسوفانی هستند که بر مبنای این برهان رفتارهای همجنس گرایانه را تقبیح کرده اند، حکیمان و فقیهان مسلمان نیز همین برهان را مهمترین مبنای عقلی تقبیح رفتارهای همجنس گرایانه قرار داده اند .
اما معنای طبیعی و غیر طبیعی بدین معنا است که تمام اندام های بدن انسان غایت، نقش یا کارکرد ویژه ای دارند که اصولاً برای انجام آن طراحی شده اند. بطوری که اگر اندامی در خدمت غایت خود باشد و نقش اصلی خود را ایفاء کند در وضعیت « طبیعی » است و اگر برخلاف آن نقش یا غایت بکار گرفته شود در وضعیت « غیر طبیعی » است
. آشکار است که غایت اصلی اندام های جنسی را باید « تولید مثل » بدانیم بنابر این رفتارها و مناسبات همجنس گرایانه را باید غیر طبیعی تلقی کنیم زیرا در این گونه مناسبات، بکار گیری اندام های جنسی به تولید مثل نمی انجامد. بنابراین مطابق تفسیر کارکرد گرایانه اولاً همجنس گرایی امری غیر طبیعی خواهد بود و ثانیاً به آن دلیل که غیر طبیعی است غیر اخلاقی نیز هست.
نظریه کانت درباره رفتارهای همجنس گرایانه نیز بر همین مبنا استوار است .کانت برای توضیح رأی خود از مفهوم
Crimina Carnis) جرائم جنسی یا کاربرد ناصواب قوای جنسی) بهره می جوید.
کانت جرائم را بر دو نوع تقسیم می کند:
1- رفتارهایی که موافق طبیعت اما خلاف عقل سلیم است. این رفتارها خلاف اصول اخلاقی ای است که بر ما انسانها از آن حیث که موجوداتی صاحب عقل هستیم فرض است. از نظر کانت خیانت ورزیدن به همسر از این نوع است مرد کاری خلاف طبیعت انجام نمی دهد بلکه کار او خلاف اخلاق و لذا مطابق رأی کانت خلاف عقل است.
2- رفتارهایی که خلاف طبیعت ماست، از نظر کانت، خود ارضایی، ارتباط جنسی با حیوانات و رفتارهای همجنس گرایانه از این نوع است کانت این نوع رفتارها را پست ترین نوع فساد می داند و حتی این گونه رفتارها را از خود کشی قبیح تر می شمارد.
کانت رفتارهای همجنس گرایانه را که دومین نوع جرائم جنسی یعنی جرائم جنسی مخالف طبیعت
Contra naturam است مقاربت جنسی میانSexus homoginii همجنسان می داند. که در آن موضوع تحریک جنسی انسان همجنس اوست نه از جنس مخالف. او این عمل را مغایر غایات انسانیت می داند چرا که غایت انسانیت در امور جنسی از دیدگاه کانت حفظ نوع انسان بدون هتک حرمت انسانیت است.

وی معتقد است که در رفتارهای همجنس گرایانه نوع انسان محفوظ نمی ماند و نفس انسانی نیز به مرتبه ای نازلتر از حیوانات تنزل می کند و از انسانیت هتک حرمت می شود. بنابراین کانت در واقع رفتارهای همجنس گرایانه را به دو دلیل تقبیح می کند:

وی معتقد بود که اولاً مناسبات جنسی برای حفظ نوع انسان است، و رفتارهای همجنس گرایانه چون خلاف آن غایت اند، ناروا هستند و ثانیاً رفتارهای همجنس گرایانه موجب هتک حرمت انسانیت می شوند و لذا از این حیث هم در خور نکوهش اند.

در فلسفه اخلاق کانت مفهوم حرمت نهادن به « انسانیت » و تکریم « کرامت انسانی » از جایگاه و نقش بسیار مهمی برخوردار است. از نظر کانت تمام تکالیف اخلاقی از یک اصل نهایی عقلی استنتاج می شوند . او این اصل را یک امر مطلقی می داند که از آن صورتبندهای مختلفی بدست می آید.

یکی از آن صورتبندی ها مبتنی بر مفهوم « تکریم انسانیت » است از نظر او هر رفتاری که کرامت و ارزش ذاتی انسان را نقض کند اخلاقاً نارواست. یکی از بارزترین مصادیق هتک حرمت انسانیت رفتارهای همجنس گرایانه است.
راجر اسکروتن فیلسوف معاصر انگلیسی نیز در تحلیل خود بر بنیانی غیر از برهان غیرطبیعی بودن رفتارهای همجنس گرایانه به تقبیح اخلاقی رفتارهای همجنس گرایانه می پردازد. به اعتقاد وی رفتارهای همجنس گرایانه به دو دلیل مهم به لحاظ اخلاقی درخور نکوهش هستند؛

اولاً روابط میان همجنس گرایان بسیار سطحی و نا پایدار است؛

دوم روابط میان همجنس گرایان به نحو متعارفی با بی بند و باری همراه است و نهایتاً به نوعی زندگی هرزه گرایانه می انجامد و دقیقا به این دو دلیل است که گسترش این رفتارها به بی ثباتی و فرو پاشی اجتماعی می انجامد، به ویژه بنیان خانواده را در اجتماع مورد تهدید جدی قرار می دهد.
در آخر اینکه تشکیلات جهانی بهائیت در پی چه اهداف تشکیلاتی به دنبال جذب همجنس گرایان است؟ و این اهداف تا جایی پیش می رود که سازمان همجنس گرایان ایرانی در بیانیه ای خواستار به رسمیت شناختن بهائیت در ایران می شود.

نویسنده : سید کاظم موسوی

منابع:
1- همجنس گرایی از نظر گاه تعالیم بهائی 
www.javanim.org/content/view/676/32/1/1 .
2- ضرورت حیات زناشوئیwww.pazhuheshnameh23.info .
3-پیام های بیت العدل اعظم راجع به همجنس گرایی و از دستخط 17 سپتامبر سال 1993 بیت العدل خطاب به یکی از افراد غیر بهائی درخصوص برخورد بهائیت با همجنس گرایی .
4- سخنرانی پیترخان ( از اعضاء رهبریت مرکز تشکیلات جهانی بهائیت ) در تئاتر مسی وست مینستر 20 اوت 2005.
5- دستخط مورخه 6 فوریه 1973 بیت العدل اعظم .
6- بیانیه سازمان همجنس گرایان ایرانی در دفاع از بهائیت. www.pglo.net/IRQO/persian/pages/018.htm
7-درس های فلسفه اخلاق ، ایمانوئل کانت . منوچهر صانعی دره بیدی ( مترجم).

...اللَّهُمَ عَجِّل لِوَلیکَ الفَرَج»...


     مطالعه بیشتر...

     برچسب ها:
بهائیت  همجنسگرایی  کانت 

پنـد                                       


ابزار هدایت به بالای صفحه